سيد على اكبر برقعى قمى

357

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

نفيسه : بر وزن كنيسه نام نفيسه دختر ابو محمّد حسن بن زيد بن حسن بن علىّ بن ابى طالب است همسر اسحاق بن جعفر بن محمّد الصادق معروف به السيّدة النفيسه از زنان پارسا و نيكوكار و با شوهرش به مصر رفت و همان جا سال 208 درگذشت و قبرش مزارى مشهور است . نفيع : بر وزن زبير نام نفيع بن حارث صحابى است و در بكره گذشت . نفيعى : منسوب است به نفيعه ( به ضمّ نون ) بر وزن جهينه از قراى سنجار و از آن قريه است مسلم بن سلامة ابن شبيب نفيعى معروف به نجم سنجارى در شمار فقيهان و اديبان و شاعران و صاحب كتابى در جدل و برادرش مسلم بن سلامة بن شبيب نفيعى نيز در عداد فقيهان و اديبان و مفسّران است . و بايد دانست كه ضبط نام برادر اوّل ، مسلم است بر وزن منعم و ضبط دوّم ، مسلّم است بر وزن مشدّد . نقّار : با تشديد بر وزن غفّار لقب ابو القاسم عبد اللّه بن طاهر حلوانى است از محدّثان اماميّه و علّامهء حلّى در خلاصه لقب او را نقّاب با تشديد ضبط كرده است و نقّاب كسى است كه مرواريد را سوراخ كند و نقّار در چندين معنى به كار رفته است : كسى كه كارش كندن چوب باشد ( كنده كار ) ، كسى كه زين و ستام را نقش و نگار كند ، كسى كه از اخبار و امور ، فحص نمايد . و نيز نقّار لقب ابو على حسن بن داود بن حسن قرشى است . وى در شمار مقرئان و از راويان عاصم و از مجوّدان قرآن يعنى كسى كه خوب قرآن مىخواند و با آهنگ گيرا هم مىخواند و صاحب كتاب قراءة الاعشى و كتاب اللغة در مخارج حروف و كتاب اصول النحو و متوفّاى 352 . و در ضبط لقب او سخن به اختلاف كرده‌اند . ياقوت لقب او را بقار با باء و قاف ضبط كرده است به معنى گاودار و گاوچران و سيوطى نقّاد گفته و ابن نديم نقّاو به معنى درهم و دينارشناس و دور نيست اختلاف را منتسخان ( نسخه‌گيران ) به وجود آورده باشند . نقّاش : بر وزن شدّاد نگارگر ، كسى كه ديوار و سقف و ايوان را نقش كند ؛ كسى كه يكى از صور طبيعت را چنان‌كه هست روى كاغذ آورد و آن لقب ابو بكر محمّد بن حسن بن محمّد بن زياد شعرانى دارقطنى است در شمار مقرئان و محدّثان و مفسّران و صاحب كتاب شفاء الصدور در تفسير و كتاب الاشارة فى غريب القرآن و كتاب الموضح فى معانى القرآن و كتاب اخبار القصاص و كتاب دلايل النبوه و كتاب التفسير الكبير ( دوازده هزار ورق ) و كتاب العقل و غير اين‌ها . نقّاش ، شرق و غرب را بگرديد و به حجاز و مصر و عراق و سوريه و جزيره و بلاد خراسان و ماوراءالنهر سفر كرد و از مشايخ بسيارى حديث نمود و بسيارى از او حديث كردند امّا بعضى در

--> - نفيسى و بحارين در طبّ و رساله‌اى در سمومات ( ريحانة الأدب : 6 / 122 ) . و نيز ابو العبّاس احمد بن عبد الغنى بن قطرس احمد لخمى مشهور و ملقّب به نفيس در شمار علماى مالكى مذهب و از ادبا و شاعران قرن ششم و متوفّى 603 و از اوست : يا راحلا و جميل الصبر يتبعه * هل من سبيل إلى لقياك يتفق ما انصفتك جفونى و هى دامية * و لا و فى لك قلبى و هو محترق ( ريحانة الأدب : 6 / 224 ) .